بی خدایان به بهشت میروند

چهل سال سقوط مستقیم به دره های ترسناک

حدود 40 سال است که از انقلاب اسلامی ایران سپری شده است و به نظر می رسد در این مدت همه با آثار این اتفاق هولناک در کشورمان آگاه هستیم. چهار دهه از عمر ایرانیان صرف پیاده سازی عقاید متعصب و به دور از عقلانیت آخوندهایی شد که از شوق به دست آوردن قدرت دست به همه رقم جنایت زده اند و نتیجه آن نیز جز فقر، فساد و سقوط تمامی ارزش های اخلاقی در همه ی زمینه ها نبوده است.

 

شاید این 40 سال اگرچه به بهای هدر رفتن عمر میلیون ها ایرانی، کشته شدن و آواره شدن میلیون ها ایرانی دیگر و ویران شدن ایرانمان بوده است ولی به قول استاد کسروی ملت ایران یک حکومت به آخوند ها بدهکار بوده و این بدهی را نیز خواسته یا ناخواسته با بهایی گزاف پرداخت کرده. تجربه ای که شاید باعث شود جامعه ایران در آینده هیچ وقت به سوی انتخاب حکومت دینی و الگو برداری از قوانین مذهبی در ساختار اجتماعی خود نرود.

 

به هر حال واقعیتی که می بایست پس از این همه سال با آن روبرو می شدیم این بود که دین و مذهب هیچ گاه و در هیچ مقطعی از تاریخ باعث افزایش رفاه و امنیت در جامعه نبوده و نخواهد شد. تمام آنچیزی که در قالب دین و مذهب به مردم عرضه می شود جز با هدف به کنترل درآوردن جوامع و بسط و گسترش قدرت ارکان حکومتی نبوده است.

 

نریمان نادرشاهی ادیان خرافاتی هستند در ذهن انسان ها که به صورت نسل به نسل منتقل می شوند و در اشکال گوناگون و با نام های متعدد اسلام، مسیحیت، یهودیت، هندو و … با توجه به موقعیت و شرایط جامعه تغییر می کنند. هدف تمامی ادیان این است که با تقدس گرایی ذهن انسان های پرسشگر را سرکوب کند و این حق را به حاکمین و مذهبیون بدهد تا هر کسی که در مقابل عقاید و حاکمیت آنان ایستاد به بهانه اهانت به مقدسات به راحتی از میان بردارند.

 

شفاف سازی یا اهانت به مقدسات

در هر مقطعی از تاریخ که عالمان دینی قدرت را در اختیار داشته اند، افرادی را که در در مقابل عقاید پوچ و سیاه آنان ایستادگی و اقدام به روشنگری کرده اند به بهانه های مختلف از میان برداشته و یا سرکوب کرده اند. در دروان قرون وسطی که غرب تحت سلطه کلیساها بود کمترین تقابل با اندیشه های کلیسا با شدیدترین مجازات روبرو می شد، شاید مثالی آشنا برای تمامی ما دو راهی انتخاب مرگ و یا زندگی گالیله باشد. گالیله بر اساس یافته ها و مشاهدات علمی خود متوجه شده بود که زمین و سایر سیارات به دور خورشید می چرخند ولی اکتشافات او بر خلاف کتاب مقدس بود. به همین دلیل مجبور بود از میان سوزانده شدن در آتش و یا امضای توبه نامه یکی را انتخاب کند.

شاید این موضوع با گذشت سال ها و پیشرفت علم برای کمی خنده دار به نظر برسد ولی متاسفانه هم اکنون نیز در دوره ای زندگی می کنیم که هرگونه روشنگری و مقابله با خرافات اعراب دوره جاهلیت و تفکرات 1400 سال پیش به بهانه اهانت به مقدسات با مجازات های سنگینی برای دگر اندیشان همراه خواهد بود.

 

هدف نادرشاهی چیست؟

خرافه زدایی از جامعه ایران! به نظرم عامل تمام بدبختی ها و آسیب هایی که جامعه ایران در طول قرن ها متحمل شده  تنها گرایش به خرافات و عدم تفکر در آنچه که در قالب دین و مذهب به آنها عرضه شده، می باشد.  سعی می کنم با دلیل و توضیحات علمی فرصت بازنگری در عقاید خود را پیدا کنیم.

نریمان نادرشاهی اگر دلایل ما ناکافی و یا اشتباه است و نیاز به منابع بیشتری داشتید، اطلاعات بیشتری در اختیار شما قرار میدهم تا بتوانید سریعتر از منجلاب دین رهایی پیدا کنید به دلیل مخاطراتی که در حکومت جمهوری اسلامی نسبت به دگراندیشان و بی خدایان وجود دارد سعی می کنیم تا با کمترین ریسک بیشترین آگاهی را به شما عرضه کنیم.

 

نریمان نادرشاهی چرا خدایان سخت ترین راه را برای هدایت انسان ها انتخاب می کنند؟

تا جایی که ما اطلاع داریم، در هر یک از هزاران خدایی که تاکنون انسان ها پرستش کرده اند، یک وجه مشترک وجود دارد و آن اینکه همه آنها در ابتدا خود را فقط به یک شخص نشان داده اند و کتاب مقدسی هم اگر ارائه کرده باشد به زبان محلی آن شخص بوده است.

 

نریمان نادرشاهی برای خدایانی که تمام تلاش خود را می کنند تا هر انسانی از وجود آنها آگاه باشد، این بدترین راه ممکن برای معرفی خود و شناخته شدن است.

 

نخستین مشکل برای پیامبر جدید این خواهد بود که باید به قبیله خود ثابت کند که صدایی که شنیده است از یک خدای واقعی بوده است و صدایی در خواب، یا پریشانی و ترس و یا ناشی از مصرف مواد مخدر نبوده است. اگر در این مرحله موفق شود باید اقدام به ایجاد یک پایگاه قوی محلی نماید تا مرحله بعدی را آغار کند. این مرحله هولناک شامل دعوت از صدها، میلیون ها و یا میلیارد ها انسان از قبیله های دور افتاده آمازون گرفته تا جمعیت گسترده چین را خواهد بود.

 

انجام این مرحله، حداقل به هزاران سال زمان نیاز خواهد داشت، به خصوص اگر شما در عصری زندگی می کردید که خبری از قایق ها، کشتی ها و یا هر وسیله حمل و نقل پر سرعت نبوده است. تا زمانی که پیام شما به گوش جهانیان برسد، مردم جهان خود اقدام به اختراع خدایشان کرده اند و برای اینکه نسبت به یک خدای بیگانه که توسط یک فرد غریبه ارائه می شود، ترغیب شوند و به آن عشق بورزند و بیعت کنند زمان بیشتری باید سپری شود.

این مرحله با خطرات دیگری نیز همراه خواهد بود. بدون شک مبلغین دین و آیین، در قبایل مختلف با افراد ناراضی و خشمگین بسیاری روبرو خواهند شد. چرا که آنها به عنوان فردی خارجی سعی می کنند تا خدایان آن قبیله را کنار بگذارند و ممکن است در این راه کشته نیز بشوند. اگر در مرحله دعوت دیگر قبایل شکست بخورند، مجبور خواهند بود تا با آنها وارد جنگ شوند و با از بین بردن زندگی بسیاری از مردم، آنها را مجبور به پذیرش خدای جدید نمایند.

پس از گذشتن از این مراحل، مشکل جدیدی با عنوان زبان وجود خواهد داشت. مبلغین دین باید راهی برای برقراری ارتباط با افراد قبایل مختلف که ممکن است به بیش از 5000 زبان مختلف نیز داشته باشند پیدا کنند. در صورتی که کتاب مقدسی هم ارائه شود باید این کتاب به زبان های جدید ترجمه شود که مشکلات خاص خود را خواهد داشت چراکه ترجمه دقیق از زبانی به زبان دیگر اغلب دشوار است و ممکن است سوء تفاهم های بسیاری را به وجود آورد.
حتی در مرحله ترجمه نیز چطور می توان جلوی تحریف متن اصلی را توسط مترجمین گرفت؟

تمامی این مراحل مانند یک کابوس خواهد بود.

در واقع هیچ خدای عاقلی از چنین روشی برای معرفی خود استفاده نمی کند در حالی که آفریده های همین خدا روش های بسیار هوشمندانه تر، سریع تر و قابل اعتماد تر می توانند پیشنهاد دهند.

به هر حال، در طول هزاران سال برای خدایان این تنها روش برای معرفی خودشان بوده است و متاسفانه از روش های هوشمندانه دیگری در طول تاریخ استفاده نشده.

 

دلایل صددرصد واقعی که میدانیم تمام خدایان خیالی هستند.

در طول زمان و در سراسر جهان، انسانها هزاران خدا را دوست داشته و پرستش کرده اند. اما اگر فقط یک خدای واقعی وجود داشت و تمام باقی خدایان ساخنگی بودند، ما بی شک متوجه می شدیم. سه نشانه از یک خدای واقعی را در نظر بگیرید:

 

نریمان نادرشاهی دعا

معتقدین به خدایان ساختگی از اینکه هرگز پاسخ دعاهای خود را نمی گیرند مرتباً شکایت می کنند و ناراضی هستند، در حالی که مومنین به یک خدای واقعی نسبت به میزان موفقیت چشمگیر خود خوشحال و خرسند هستند.

 

نریمان نادرشاهی حضور

مؤمنان به یک خدای ساختگی می بایست از این واقعیت آشفته شوند که هرگز نمی توانند حضور خدای خود را احساس کنند در حالی که مومنین به یک خدای واقعی روزانه با خدای خود صحبت می کنند و نسبت به آن اطمینان دارند.

 

نریمان نادرشاهی هدایت

معتقدین به یک خدای ساختگی، همیشه از خدای خود طلب هدایت دارند و با آن مشورت می کنند، اما دوباره تصمیمات بدی را اتخاذ می کنند، در حالی که مومنین به یک خدای واقعی از اینکه خدایشان با مهارت و دقت آنها را در شرایط دشوار زندگی راهنمایی می کند بسیار خوشحال هستند.

 

حالا کاملاً مشخص است که کدامیک از خدایان واقعی هستند، ساختگی بودن باقی خدایان نیز بدیهی است. اما، یک نکته مهم وجود دارد که به آن توجه نشده است. افراد متدین تمامی این نشانه ها را از خدایی که می پرستند مشاهده کرده اند. به بیان ساده تر یک هندو همان نشانه هایی را از خدای واقعی خود مشاهده می کند که یک مسلمان مشاهده می کند.

بنابراین میتوانیم به این نتیجه برسیم که هزاران خدای واقعی وجود دارد و یا اصلاً هیچ یک از خدایان واقعی نیستند و همگی ساختگی هستند. اما از آنجایی که خدایان تفاوت ها و تنافض های بسیاری از هم دارند پس غیر ممکن است که همه ی خدایان واقعی باشند. با این اوصاف گزینه واقعی بودن تمامی خدایان را رد می کنیم و تنها یک گزینه باقی می ماند. همه ی خدایان ساختگی هستند.

شواهدی که برای اثبات خدایان واقعی وجود دارد با شواهدی که نشان می دهد آنها تخیل، وهم و پندار ما هستند برابر است.

خبرهایی که در مورد دعاهای مستجاب شده، راهنمایی ها و نشانه های مشاهده شده که گزارش می شود چیزی جز تاثیرات تعصب عمیق و جزم اندیشی نیست.

به نظر شما نتیجه گیری منطقی دیگری وجود دارد؟

 

نریمان نادرشاهی 6 اشتباه مهلکی که آتئیست ها مرتکب میشوند

اگر آتئیست هستید و قصد دارید به خداباوران و مومنان در تجدید نظر عقایدشان و یا حتی کنار گذاشتن عقایدشان کمک کنید، بهتر است به این 6 نکته ای که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت، آگاه باشید:

 

1.اهانت به خداباوران و مومنان باعث نمی شود که آنها متوجه حماقت و اشتباه خود شوند بلکه این تصور را خواهند داشت که شما یک احمق هستید.

 

2. تلاش برای اثبات اینکه کتاب های مقدس آنها (قرآن، انجیل، تورات و …) یک کتاب داستان بیشتر نیست، فقط آنها را به این نتیجه خواهد رساند که شما کتاب مقدس آنها را نمی فهمید و یا به خوبی درک نکرده اید.

 

3. اگر به خداباوران بگویید که فقط یک احمق می تواند داستان های حرف زدن حیوانات و یا زایمان یک خانم باکره را که در کتاب های آنها به آن اشاره شده است باور کند، تاییدی بر نظر آنها خواهد بود که شما توانایی تصور قدرت لایزال الهی را ندارید، خدایی که می تواند جهان را خلق کند و هرکاری که بخواهد را انجام دهد.

 

4.ارائه دلایل و مستندات در مورد اینکه داستان های کتب مقدس واقعی نیستند و امکان ندارد اتفاق افتاده باشد، تاییدی بر موضوعاتی خواهد بود که همیشه در درستی آن شک داشتند و این تصور را در آنها ایجاد خواهد کرد که آتئیست ها از خودشان مستندات ساختگی ارائه می کنند.

 

5.توضیح چگونگی عملکرد تکامل، اعتقاد آنها در مورد اینکه این نظریه بزرگترین تئوری توطئه در تمامی دوران است را عمیق تر خواهد کرد و شما نیز بدون شک فرستاده شیطان خواهید قلمداد خواهید شد.

 

6. ارائه شواهدی به آنان در مورد اینکه خدا برخلاف آنچه که در کتب مقدس توصیف شده است نه تنها اخلاق گرا نیست بلکه بیشتر شبیه یک هیولای خونخوار است، سبب می شود سرهای خود به نشانه تأسف و ناراحتی برای شما تکان دهند که آتئیست ها نمی توانند این موضوع را درک کنند که، زندگی دهنده این حق را دارد که آن را از بین نیز ببرد.

بنابراین لطفاً هیچ یک از موارد بالا را انجام ندهید.

 

اگر واقعاً قصد کمک به مومنان و خداباوران را دارید باید راه دیگری را در پیش بگیرید. چرا که اعتقاد به یک دوست نامرئی تقریباً همیشه از دوران کودکی آغاز می شود و هیچ کاری هم نمی توان برای مقابله و محافظت کودکان در برابر آن انجام داد. اما ادامه این اعتقاد در بزرگسالی متاثر از منطق معیوب خواهد بود و می توان کارهایی را در ارتباط با اصلاح آن انجام داد.

اینکه به مومنان توضیح دهید که منطق آنان معیوب است، تاثیر مثبتی بر هدف شما که یاری رسانی به آنان است نخواهد داشت. وظیفه شما این است که به آنها کمک و راهنمایی هایی ارائه کنید تا بتوانند نقایص منطق خود را کشف کنند و به آنها با سکوت خود این فرصت را بدهید تا در مورد آن بتوانند فکر کنند. بهترین راه برای انجام این کار این نیست که در مورد اعتقادات خود صحبت کنید بلکه باید از آنها درخواست کنید تا در مورد چگونگی و نحوه دستیابی به عقایدشان توضیح دهند. اگر این کار را با دقت انجام دهید، احتمال اینکه آنها بتوانند خطاهایشان را شناسایی کنند بسیار بالا خواهد بود.

بنابراین این پیشنهادات را برای آتئیست ها داریم:

 

1.با ادب و احترام و به دور از تند خویی و بد اخلاقی با نظرات غیر منطقی مومنان و خداباوران برخورد کنید. به یاد داشته باشید که شما با شخصی صحبت می کنید که در کودکی قربانی تلقین های فکری و روحی شده است. بنابراین باید دلسوزانه رفتار کنید.

 

2. با صداقت و فکری کاملا باز و پذیرا گفتگو را آغاز کنید و محدودیت های خود را بپذیرید. همچنین هر نکته خوبی که آنها بیان می کنند را تایید و تصدیق کنید.

 

3.هرگز با تمسخر و دشنام با مومنان برخورد نکنید. به یاد داشته باشید، شما نمی توانید کسانی که به شما اعتماد ندارند را راهنمایی کنید.

 

4.در مورد اعتقادات خودتان به هیچ عنوان صحبت نکنید. بر روی اعتقادات آنان و چرایی اعتقاد به آن متمرکز شوید.

 

5.فقط باید سؤال کنید. وقتی یک سؤال جدید می پرسید، مومنان را وادار می کنید تا در مورد ارائه یک پاسخ مناسب به شما فکر کند. اما وقتی نظرات خود را ارائه کنید، آنها به جای اینکه به چرایی و اثبات درستی پاسخ خودشان فکر کنند، بر روی یافتن دلایلی که ثابت کند شما اشتباه می کنید متمرکز خواهند شد.

 

6.عجله نکنید و گام به گام پیش بروید. اگر به این نتیجه رسیده اید که آنان در حال فکر کردن به موضوعی هستند، هرچقدر هم که این موضوع بی اهمیت باشد، این فرصت را به آنان بدهید تا بتوانند فاصله بگیرند و بیشتر فکر کنند. پروسه جدایی و تفکر آنان به ساختار ذهنیشان بستگی دارد و حتی از چند ماه تا چند سال نیز می تواند طول بکشد. به یاد داشته باشید که خداباوران و مومنان تنها با تغییر نگاه و شیوه جدید تفکر دست و پنجه نرم نمی کنند بلکه لایه های عمیقی از اعتقادات و عواطفی را که از زمان کودکی روی هم انباشته اند را می شکافند.

 

البته برخی از مؤمنان هرگز در اعتقادات خود تجدیدنظر نخواهند کرد. نگران آنها نباشید، در نهایت برخی از آنها در آینده اعتقادات خود را دوباره بازنگری خواهند کرد، و اتفاقاً این افراد هستند که تلاش شما را ارزشمند می کنند.

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on whatsapp
Share on telegram
شاید این مقاله موردنیاز صمیمی ترین دوستت باشد
نریمان نادرشاهی

نریمان نادرشاهی

هر بلایی که سرمان آورده اند و ما الان زیر فشار اش هستیم، از ناآگاهی نسل های قبل بوده و من اینجا هستم که بگویم حالا وقت آگاهی های صحیح است نه دروغ های سیاسی به نفع دولت جمهوری اسلامی.
5/5
0 +

نگرش فوق العاده بی خدایان در مورد ادیـــــان و خرافـات